1. برخی از عناصر رسانه ای جریان مشایی از وقوع حوادث سهمگینی در بهمن ماه 1390 خبر داده اند ؛ در تمام مطالب منتشر شده از سوی این جریان برکناری رییس جمهور محور اصلی است ؛
" ... از طرح برکناری رئیس جمهور با ابزار قانونی! و در سرای ملت! تا احتمال سوء قصد به وی یا حتی خودزنی در دستور کار فتنه گران قرار گرفته است، سبد فتنه اینبار پر پر است!
بهمن امسال آبستن حوادثی است که سرنوشت انقلاب را در حد بی تکرار تاریخ رقم خواهد زد.
پناه بر خدا از فتنه ای که فتنه ۸۸ در برابرش تنها یک رزمایش بود! " ( وبلاگ سوپر انحرافی )" ... ابتدا قرار بود استیضاح رئیس جمهور در یک مرحله اجرایی شود اما با بررسی برآوردها، مشخص شد با وجود سرمایه اجتماعی مردمی دولت و پشتیبانی رهبری این امر تقریبا غیر ممکن است. لذا بحث فوق به دو گام تقلیل سطح داد و قرار شد اول قبح سوال از رئیس جمهور شکسته شود و ایشان با این حربه به مجلس به اصطلاح پاسخگو شوند و سپس به سراغ استیضاح بروند اما باز هم برآوردها این موضوع را دچار وخامت های خاص خود تحلیل کردند. با این وجود گام ها به سه رسید. گام اضافه شده پیش از دو گام اول، طرح سوال از رئیس جمهور در کمیسیون های تخصصی و گرفتن بازخورد ها در میان افکارعمومی بود. ... با همه این تفاسیر می توان انتظار داشت دعوت به این دوئل، نه افکار عمومی را از کارنامه ضعیف مجلس منحرف کند و نه این نتیجه ای که به دنبال آن هستند یعنی کسب رای و وجهه را برای آنها به دنبال داشته باشد بلکه بستری شود برای تصفیه حساب با کسانی که طی چند سال و علی الخصوص چند ماه گذشته شمشیر را از رو بسته اند. " (رها پرس)
2. یکی از دلایلی که برای فیلتر سایت هاشمی رفسنجانی – با مدیریت محسن رفسنجانی - ذکر شده است ،تلاش این سایت برای بنی صدر سازی از دکتر احمدی نژاد با محوریت نامه های بدون سلام هاشمی رفسنجانی بود .
" ... در همین زمینه سایت آقای هاشمی با انتشار نامه جمعی از بزرگان انقلاب در سال ۵۹ به امام راحل (ره)، با انتخاب تیتر عجیب و معنادار سکوت رهبری در قبال انحراف رئیس جمهور جایز نیست فاز جدیدی از تحرکات ضد امنیتی را آغاز کرده است. سایت هاشمی رفسنجانی که با اصرار مکرر در انتشار نامه بدون سلام و السلام ۸۸ به رهبر انقلاب، پایداری وی بر مواضع فتنه پرورش را بارها به اثبات رسانده، در توضیح این اقدام نوشته است: « نامه بی سلام خواص انقلاب به محضر امام (ره) در سال ۱۳۵۸ ؛ یکی از اضلاع مثلث نامه های تاریخی سه گانه ای است که ضلع دومش در سال ۱۳۵۹ و ضلع سومش در سال ۱۳۸۸ نگاشته شد. مثلثی تاریخ ساز که روی در شناساندن جریان انحرافی انقلاب در ذیل تابلوی دو رئیس جمهور [ابوالحسن بنی صدر و محمود احمدی نژاد!] داشت. ماموریتی دشوار که نام آیت الله هاشمی رفسنجانی فصل مشترک تمامی آنهاست.» " ( جهان نیوز – 23 آذر 90 )
3. روز سه شنبه 4 بهمن 90 ،احمد توکلی بعد از چند روز غیبت از دنیای رسانه ها به بهانه بالا رفتن نرخ ارز و سکه همزمان با بیانیه حزب ایثارگران انقلاب اسلامی و مصاحبه های سفارشی با امثال خوش چهره ،در یک مصاحبه جنجالی از مشخص کردن تکلیف کل دولت خبر می دهد .
این مصاحبه که سایت الف منبع آن را خبرگزاری مهر – وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی و محور اصلی هجمه چند روز اخیر به دولت – معرفی کرده است با تیتر « توکلی: مجلس و قوه قضائیه به وظیفه خود در برخورد با بی کفایتی های دولت عمل کنند » به پایان « توکلی در پایان با اشاره به اینکه فردا با محمد رضا باهنر نایب رئیس مجلس در رابطه با بررسی وضع موجود دیدار دارد، گفت: در این دیدار در رابطه با وظیفه مجلس برای عزل مسئولین اقتصادی بی لیاقت دولت یا تعیین تکلیف کل دولت مذاکره خواهم کرد.» می رسد . کاربران سایت به اصطلاح خبری تحلیلی الف هم با نظراتی مانند استعفای دولت بی کفایت به استقبال سخنان عجیب توکلی می روند . عجیب از این جهت که نوسانات بازار ارز و سکه چند هفته ای است افکار عمومی را به خود مشغول کرده ،اما یک دفعه این حجم از واکنش ها آغاز می شود . یک دفعه آقای توکلی دون کیشوت وار وارد صحنه می شود و از برکناری دولت سخن می گوید . خبرگزاری مهر سازمان تبلیغات اسلامی به یکباره تصمیم می گیرد تیترها را تند کند . همه این تصمیمات آنی هم درست یک روز قبل از مصاحبه وزیر اقتصاد در روز چهارشنبه صورت می گیرد . مصاحبه ای که احتمالا شکسته شدن شاخ غول بازار سکه و ارز را به دنبال خواهد داشت ؛ " یک مقام آگاه با اشاره به اینکه وزیر اقتصاد چهارشنبه هفته جاری برنامههای دولت برای کنترل بازار ارز را اعلام کرده و پس از آن با معرفی سخنگوی بانک مرکزی اطلاع رسانی شفاف و مداوم انجام میشود،تاکید کرد: التهابات بازارها ناشی از جو روانی سازمان یافته بوده و در عین حال کاملاً توخالی است ... خبرنگار فارس گفت برخی معتقدند دولت خود نمیخواهد بازار را کنترل کند، چرا که در اجرای هدفمندی یارانهها ثابت کرده است که اگر بخواهد قادر است این کار را انجام دهد.
وی پاسخ داد: مدیریت بازار ارز مانند اجرای هدفمندی یارانهها کار ستادی نیست، بلکه مدیریت کف بازار،اعم از تعیین قیمت خرید و فروش، عرضه و فروش صرافی هاست.وی تاکید کرد: دولت میداند اگر نرخ ارز را کنترل نکند تمام آثار اجرای هدفمندی یارانهها خنثی میشود و وضعیت کنونی خواست دولت نیست، اما در فقدان مدیریت روانی اقتصاد این دولتهای غربی هستند که به طور سازمان یافته دارند فضا را مدیریت میکنند.وی ابراز امیدواری کرد از روز چهارشنبه با اعلام و اجرای برنامههای دولت ساماندهی بازار ارز آغاز شود. " (جهان نیوز – دوشنبه 3 بهمن )
به نظر می رسد جریان های مدعی اصولگرایی ، جریان هاشمی رفسنجانی و جریان مشایی هر کدام بنا به دلایلی به دنبال جنجال سازی و خلق بحران هستند . محور اصلی طرح های بحران سازی این سه طیف رییس جمهور ایران اسلامی است . رییس جمهوری که توسط مردم انتخاب شده است ،توسط مقام معظم رهبری تنفیذ شده است و در مجلس شورای اسلامی مراسم تحلیف را به جا آورده است ... او هر چه باشد هنوز یک هزارم خیانت های رییس جمهور اصلاحات را مرتکب نشده است ؛ فراموش نکنیم !
وحید یامین پور در وبلاگ شخصی خود در مطلبی تحت عنوان « تفتیش عقاید » نوشته است :" ... عجيب است كه وقتي برخي از رفقاي ما نسبت به اين اتفاقات واكنش نشان مي دهند سريعاً به نقض آزادي بيان و خشونت گرايي و امثال اين اوصاف متهم مي شوند. نه سردار علايي و نه عماد افروغ و نه اصغر فرهادي هيچكدام نه به دادسرايي احضار شده اند و نه مورد عتاب و خطاب مسوولان قرار گرفته اند(و البته ما هم خوش نداریم که اینگونه بشود). همه شان چندين و چند روزنامه و سايت و رسانه ي ديگر دارند كه حرفهايشان را تكرار كنند و از خودشان دفاع كنند و از آن بالاتر به منتقدين خود حمله كنند؛ ولي چگونه است كه منتقدين آنها حق انتقاد ندارند و در صورت ابراز نظر سريعاً به نقض آزادي بيان متهم و به گروه هاي فشار منتسب مي شوند!
عجيب است كه حزب الله توسط ده ها سايت و روزنامه تفتيش عقايد مي شود كه چرا شما از حرف هاي سردار علايي و عماد افروغ ناراحت شده ايد! يا حتي بالاتر از آن تفتيش احساسات مي شود كه چرا از موفقيت هاي فيلم ضد ايراني «جدايي نادر از سيمين» خوشحال نشده ايد و يا اينكه متعصبانه با برهنه شدن آن ستاره ي پيشين مواجهه مي كنيد!!!
اين يعني اينكه ما حتي حق ناراحت شدن هم نداريم! ... "
اِی بابا ! آقای یامین پور عزیز کجا زندگی می کنید ؟ چرا اِنقدر با گلایه و ناراحتی نوشته اید ؟ مگر خبر ندارید که دوستان در جذب حداکثری تا آنجا پیش رفته اند که هم اکنون توانایی جذب سلمان رشدی و مسعود رجوی را هم دارند ؛ منتهای مراتب ،نه اینکه عزیزان اصولی دارند و این اصول دست و پای ایشان را بسته است فعلا نمی توانند تا این حد از خود انعطاف نشان دهند ! ... باور ندارید که دوستان اِنقدر لارج شده اند ؟ فقط کافی است سری به سایتی مانند سایت اطلاع رسانی جبهه متحد بزنید و ببینید که منتقد به چه کسانی گفته می شود ؟ از صدای امریکا ،روزآنلاین ،رادیو زمانه در کنار نشریه 9 دی و خبرگزاری فارس و ندای انقلاب به عنوان منتقد ،مطلب آورده شده است !

عجیب نیست که صدای امریکا ،رادیو زمانه ،روزآنلاین و بی بی سی شده اند منتقد ؟ حالا که در دید آقایان دشمن شده است منتقد ،پس باید به دنبال دشمن بود ! پس حزب الله باید دشمن باشد ! چرا ؟ چون غیر از آنچه آقایان فکر می کنند ،فکر کرده و عمل می کند ! اصولی دارد و تولی و تبرایی ! پس باید حزب الله لِه شود ! باید دمار از روزگار حزب الله درآورد تا صدای اعتراضی شنیده نشود ! حالا فهمیدید قضیه چیست ؟ فهمیدید که برای برخی ها دشمن کسی است که با آنها نباشد ! حالا فرق نمی کند که چه کسی باشد ،چه بگوید و چه بیاندیشد ! ... مهم این است که سایت های شهرداری تهران توانسته اند بولتن تخریبی را کشف کنند که از همراهی بچه حزب اللهی ها با فتنه گران خبر می دهد ! ... حزب الله منتقد نیست ! چرا که حق فکر کردن ندارد ! چرا که باید هر چه آقایان می گویند بگوید چشم ! ... البته این قانون فقط در مورد یِه مَشت پابرهنه صدق می کند ، وگرنه صدای امریکا منتقد خوبی است و انتقادهای آن راهگشا !
بی ربط ؛ سخنگوي جبهه متحد اصولگرايان ضمن تاكيد بر ضرورت اطلاع رساني بر استفاده از ابزارهاي نوين ارتباطي براي ارتباط با افكار عمومي و تعامل با نخبگان و منتقدين تاكيد كرد و گفت: پايگاه اطلاع رساني جبهه متحد اصولگرايان بايد بستري باشد تا با استفاده از ابزارهاي نوين ارتباطي، نخبگان، صاحبان انديشه و منتقدين بتوانند مطالب خود را به راس و بدنه جبهه متحد اصولگرايان منتقل كنند و پاسخ هاي منطقي و مستدلي دريافت كنند. ( فردا - ۵ دی ۹۰ )
طی چند روز اخیر و در میان جبغ رسانه های سازمان تبلیغات اسلامی و شهرداری تهران و برخی از نمایندگان مجلس ،خواندن اطلاعیه امروز که به برخی های عزیز تعلق داشت ،بسیار مسرت بخش بود ؛
" روابط عمومی جبهه متحد اصولگرایان به سوال یکی از کاربران خود که با ادعای اینکه "گروه پایداری از دوستان احمدی نژاد هستند و با جریان انحرافی ارتباط دارند" پرسیده بود "چرا هنوز جبهه متحد از آنها برای وحدت دعوت می کند؟" اینگونه پاسخ داده است:
در مورد جبهه پایداری چند دیدگاه وجود دارد.
الف- بر اساس برخی اخبار مانند دیدار آقای محصولی با آقای احمدی نژاد و بعدها دیدار آقای محصولی با آقای ثمره هاشمی، و این نکته مهم که برخی از اعضای منتسب به جبهه پایداری؛ علیرغم نظرات صریح آیت الله مصباح درباره خطرناک بودن جریان انحرافی؛ قائل به این نیستند که جریان انحرافی وجود دارد، لذا دیدگاهی وجود دارد که معتقد است این گروه را نباید در فرایند وحدت جبهه متحد اصولگرایان در نظر گرفت .
ب- دیدگاه دوم که مربوط به جبهه متحد اصولگرایان است، این است که اخباری که از ارتباط جبهه پایداری و جریان انحرافی منتشر می شود دروغ است و این گروه از اصولگرایان را عناصری متعهد به انقلاب تشکیل می دهند که در دوران فتنه در صحنه حضور داشتند و بر اساس آنچه از فتنه تلقی داشتند به تقابل با آن می پرداختند. بر این اساس همچنان جبهه متحد اصولگرایان، دو صندلی خالی در جلسات شورای مرکزی خود دارد که متعلق به جبهه پایداری است. همانگونه که پیش از این هم آیت الله مهدوی کنی، آیت الله یزدی و اعضای شورای مرکزی از این جمع دوستان پایداری دعوت کرده اند، امروز نیز حضور آنها را برای وحدت در میان اصولگرایان ضروری میدانیم." ( جهان نیوز / ۳بهمن ۹۰ )
دوستان لطف کرده اند و گفته اند چند دیدگاه درباره جبهه پایداری وجود دارد ؛ نخست آنکه جبهه پایداری با جریان انحرافی ارتباط دارد . دلیل آن هم دیدار محصولی با دکتر احمدی نژاد است و دوم آنکه نه ،پایداری ها بچه های خوبی هستند که جایشان در جبهه متحد خالی است و دوستان هم مردانگی کرده اند و دو صندلی برای آنها کنار گذاشته اند ... خب ، بقیه دیدگاه ها کدام هستند ؟ اگر دو دیدگاه وجود دارد ،پس چرا نوشته اند چند دیدگاه ! اگر دیدگاه اول به جبهه متحد تعلق ندارد پس چرا جبهه متحد در بیانیه ی خود به آن اشاره می کند ؟ اگر در میان جبهه متحد کسی هست که به دیدگاه اول معتقد است چرا دیدگاه دوم می شود دیدگاه جبهه متحد ؟ اگر نیست پس چرا در متن اطلاعیه رسمی جبهه متحد آورده می شود ؟
اما دیدگاه دوم که ادعا شده است جبهه متحد به آن معتقد است ! اگر دیدگاه دوم صحت دارد چرا رسانه ها و تریبون های جبهه متحد خطر جبهه پایداری را از اسراییل بیشتر می دانند ؟ چرا رسانه های جبهه متحد ،پایداری ها را مشتی هوچی گر ،کرکسان فتنه ،تندرو ،جاهل ،چاپلوس دولت ،جیره خوار محصولی و ... می نامند ؟ بالاخره رسانه های شهرداری تهران ،سازمان تبلیغات اسلامی و برخی ارگان های دیگر که زعما و روسایشان در جمع بزرگترها حاضرند بلندگوی جبهه متحد به حساب می آیند یا خیر ،به جبهه متحد ربطی ندارند و و خودسر بوده و دیدگاه دوم هم منحصر به جمع محدودی در جبهه متحد می شود ! اگر این چنین است چگونه جمع محدودی به خود اجازه می دهند برخلاف اکثریت مومن ! انقلابی ! و اخلاق مدار ! اعلان موضع کنند ؟ اگر این موضوع واقعیت داشته باشد که فاتحه جبهه متحد خوانده شده است چرا که عملا جبهه ای وجود ندارد ؛ اکثریتی وجود دارد که برخلاف اقلیت معتقد است جبهه پایداری انحرافی ! است و نباید به آن میدان داد ! اما اقلیت اطلاعیه می دهد که نه اینگونه نیست ؛ پس اکثریت هم به خود حق می دهد که حرف اقلیت را گوش ندهد ؛ پس همه آقایان سرکار هستند که وحدت دارند !
البته می توان از زاویه دیگری هم به این اطلاعیه نگاه کرد ؛ این اطلاعیه درست در اوج تخریب ها و تهمت زنی ها به جبهه پایداری منتشر شده است ! خب ، چرا در چنین بازه زمانی این اطلاعیه منتشر می شود ؟ چرا زمانی این اطلاعیه منتشر می شود که سایت جبهه متحد ،جبهه پایداری را متهم به همراهی با فتنه گران می کند ؟ ( ر.ک. به همگرايی بولتن سازان با فتنه گران ) این اطلاعیه دو بند دارد و در پاسخ به دو سوال تنظیم شده است ؛ نخست آیا جبهه پایداری با انحرافیون در ارتباط است ؟ جواب جبهه متحد همان دیدگاه اول اطلاعیه است . ( برای این موضوع هیچ دلیلی بهتر از فضاسازی و تخریب ها و توهین های رسانه های جبهه متحد وجود ندارد ) هر چند در بیان دیدگاه دوم می گویند نه ؛ اما با بیان دیدگاه اول عملا می گویند هست ! دوم چرا هنوز از آنها برای حضور در جبهه متحد دعوت می کنید ؟ جواب جبهه متحد دیدگاه دوم است چون عناصری متعهد هستند که نسبت به فتنه واکنش نشان داده اند پس بچه های خوبی هستند و لیاقت گرفتن صندلی و نشستن پیش امثال باهنر و قالی باف را پیدا کرده اند ! سوال ؛ اگر روی این صندلی ها ننشینند چه ؟ پس انحرافی هستند ! چرا ؟ چون قبلا اعضای جبهه متحد در تریبون ها گفته بودند که هر کس با متحد شدن برای دست یابی به صندلی های مجلس مشکل داشته باشد انحرافی است ، پس اعضای جبهه پایداری هم منحرف هستند ! دلیل ؛ مگر نشنیده اید که محصولی با رییس جمهور ملاقاتی داشته است ؟ ... به همین راحتی ! پس بیایید دوباره اطلاعیه برخی ها را بخوانیم و شاد شویم و از حضرات به خاطر لطفی که داشته اند تشکر کنیم ! تشکر بابت آخرین هشدار و آخرین هویح !

هفته گذشته عماد افروغ با حضور در برنامه پارک ملت درباره ولایت فقیه ،جامعه اسلامی و قدرت و رابطه آن با امت حرف های عجیبی زد که با واکنش عجیب تر برخی ها مواجه شد . عماد افروغ در برنامه پارک ملت - برنامه ای که پیش از این محل دعوا و جنجال بر سر فیلمی مانند اخراجی ها بوده - با لحنی تند و وقیحانه مقام معظم رهبری را مورد خطاب قرار داد ؛"از یک طرف گلایه میکنید که چرا فقها وارد فقه سیاسی نمیشوند، چرا فقها، مراجع و حوزههای علمیه ما دستی در احکام حکومتی، احکام سیاسی و متناسب با جمهوری اسلامی ندارند، اما از طرف دیگر در انتخاب فقهای مجلس خبرگان، هیچ نقشی ندارند، این باعث شکاف میشود، این پارادوکس است. "( جهان نیوز - ۲۸ دی ۹۰ ) اما این متلک ،تنها نکته بی شرمانه در صحبت های یک طرفه عماد افروغ ،این فاحشه سیاسی نبود ؛ او در صحبت هایش بارها و بارها به مقام معظم رهبری ،نظام اسلامی و ولایت مطلقه فقیه با استفاده از سفسطه اهانت نمود . ( ر.ک. به نگاهی به حرف های افروغ )
با پخش این برنامه و بلند شدن صدای اعتراض حزب الله ،برخی ها به میدان آمده و به تطهیر افروغ و تخریب معترضین مشغول شدند . ابتدا خبرگزاری مهر وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی به سراغ افروغ رفت و بعد سایت های زنجیره ای باند قالی باف و برادر زاکانی . عاقبت هم نوبت به مشرق نیوز رسید تا نویسنده دیروز نشریه عصر ما - وابسته به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی - را تطهیر نماید .
این برخی های عزیز که از قضای روزگار خود را ولایت مدار دانسته و هر کس را که خارج از دایره قدرت باندشان قرار گیرد را منحرف می نامند به بهانه آزاداندیشی و فضای باز و لزوم نقد قدرت از هتاکی های افروغ چشم پوشی کرده و مردم را به سبب اعتراض شان به افروغ ،به قلم فحاشی سپردند . از همه بامزه تر در میان این برخی های عزیز ،دوستانی بودند که با عنوان مقدسی در زمان مجلس هفتم عماد افروغ را آتش افروز نام نهاده بودند و از هر تریبونی برای لعن و نفرین او استفاده می کردند ،اما همین دوستان محترم در قبال توهین های افروغ به مقام معظم رهبری سکوت کرده و در باب آزاداندیشی سخنان ها بر زبان رانده و در سایت ها منتشر کردند . ما که نفهمیدیم ،اگر شما فهمیدید لطفا به من هم توضیح دهید که چرا هتاکی های عماد افروغ می شود آزاداندیشی ؟ اگر ولایت مطلقه فقیه اصل است و این برخی های عزیز بدان پایبند ،چرا هتاکی های فردی مانند افروغ را توجیه می کنند ؟ آیا برای این برخی های عزیز سر یک سفره نشستن از اصول نظام جمهوری اسلامی مهم تر است ؟ اگر مهم تر نیست پس چرا این گونه رفتار می کنند ؟
از سوی دیگر ،همین برخی های عزیز با برجسته کردن موضوع انتشار بولتنی که درباره تهمت های وارده به جبهه پایداری روشنگری می کند ؛ واکنش عجیبی از خود نشان دادند ؛ "متاسفانه هنوز چند روز از بیانات راهبردی مقام معظم رهبری نگذشته است که در روزهای اخیر بولتنی تخریبی به نام یکی از گروههای سیاسی - و با شبکه عظیم توزیعی که قطعا هزینه های هنگفتی صرف آن شده است - علیه جبهه متحد اصولگرایان (مورد تایید حضرت آیت الله مهدوی کنی و جامعه روحانیت مبارز و حضرت آیت الله یزدی و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) و نیز برخی اعضای شورای مرکزی منتشر شده است.
این اتفاق که به روشنی با مشی ترسیمی مقام عظمای ولایت مغایرت دارد، از جانب جبهه متحد اصولگرایان اقدامی مشکوک تلقی شده که در راستای اختلاف افکنی در مجموعه اصولگرایان و در نهایت به نفع رقبای اصلی اصولگرایان یعنی جریان فتنه، انحراف و فساد تمام خواهد شد.
جبهه متحد اصولگرایان علی رغم درخواست متعدد امت حزب الله و اصولگرایان در اقصی نقاط کشور برای پاسخگویی به برخی دروغها و تهمتها و باطل آمیخته به حق در آن، برای تبعیت از خواست صریح رهبر معظم انقلاب اسلامی و رعایت مصالح عالی نظام و جریان اصولگرایی، از حق خود در پاسخ دادن به بولتن نویسان صرفنظر کرده، بازهم مانند پاسخ به اتفاق گذشته در انتساب لیست دروغین به جبهه متحد اصولگرایان در یک نشریه خاص، فعالین سیاسی و احزاب و افراد را به رعایت تقوا و اخلاق دعوت می نماید. "
البته این برخی های عزیز توضیح ندادند که آیا دادن پاسخ تهمت می شود تخریب ؟ نقد کردن می شود تخریب ؟ سوال کردن و برای فضای جامعه روشنگری کردن می شود تخریب ؟ اگر این ها تخریب است و شخص آیت الله مهدوی کنی در این مورد مظلوم واقع شده است چرا هتاکی های افروغ بر علیه مقام معظم رهبری از سوی همین برخی های محترم می شود آزاداندیشی و تضارب آرا ؟ نکند آقایان از مقام معظم رهبری بالاتر هستند ؟
این برخی های عزیز گفته اند که ما پاسخی نمی دهیم ؟ ای عزیزان امت به چه چیزی پاسخ نمی دهید ؟ مگر قبلا مزدبگیران برادر قالی باف در فحاشی به این جبهه پایداری ها سنگ تمام نگذاشته بودند ؟ ( ر.ک. به کلکسیون تخریب پایداری ها ) حال شما عزیزان به چه چیزی گیر داده اید ؟ اصلا کجای آن بولتن انحرافی است ؟ مگر شما به معترضین افروغ نمی گفتید چرا سخنان این جامعه شناس شهیر ! را نقد نمی کنید ،خب ،چرا این جزوه تخریبی را نقد نمی کنید ؟ چرا ثابت نمی کنید که این جزوه ،جزوه ی تخریبی است ؟ چرا جرات ندارید این بولتن تخریبی ! را که در اینترنت منتشر شده است را در سایت هایتان قرار دهید تا کاربران سایت های زنجیره ایتان نیز توجیه شوند ؟
هر چند که این برخی های عزیز به نام دانشجویان دانشگاه های تهران ! تحت عنوان دردلی با استاد مصباح یزدی ، فحش نامه ای را در سایت الف برادر توکلی منتشر کردند تا به زعم خود به پایداری ها نیش زده باشند !
این هم بخشی از واکنش کاربران علف ؛

جالب نیست ؟ برادر توکلی رسما حضرت استاد مصباح یزدی را خرابکار ،یک فرد حاشیه ای در مناظرات با مارکسیست ها - البته حاشیه ای برای سروش - ،جناب یزدی می نامد و البته اعضای جبهه پایداری را هم جاهل مسلکان هوچی !
این ها همه از اخلاق ناب این برخی های عزیز نشات می گیرد ! اخلاقی که همگان مشابه آن را در فحاشی های باند هاشمی در انتخابات ۸۴ به وضوح مشاهده کرده بودند !
بسم الله الرحمن الرحیم
« فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ » :
« ... پس هر كس بر شما تعدى كرد همان گونه كه بر شما تعدى كرده بر او تعدى كنيد »
آیه 194 سوره بقره

روزنامه 'تلگراف' چاپ لندن در گزارشی با عنوان 'ترور چهارمین دانشمند ایرانی' نوشت: جنگ با ایران آغاز شده است/ خطر ترور کمتر از حمله به تاسیسات هستهای ایران است که سربازان و جوانان آمریکایی و انگلیسی را به کشتن میدهد .

انگلیسی ها می گویند ترور دانشمندان ایرانی دردسر کمتری برایشان ایجاد می کند ؛ ضدانقلاب هم از ترور شهید مصطفی احمدی روشن به ذوق آمده و برای جلب رضایت اربابان شان با خوش مزگی دم تکان می دهند ...
آقایمان فرموده بود :" ما ملتى نيستيم كه بنشينيم تماشا كنيم قدرتهاى پوشالىِ مادى كه از درون كرمخورده و موريانهخوردهاند، ملت استوار و پولادين ايران را تهديد كنند. ما در مقابل تهديد، تهديد ميكنيم. هر كسى فكر تجاوز به جمهورى اسلامى ايران در مخيلهاش خطور كند، بايد خود را آمادهى دريافت سيلىهاى محكم و مشتهاى پولادين كند؛ از سوى ملت مقتدر ايران، از سوى نيروهاى مسلح؛ ارتش جمهورى اسلامى ايران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و بسيج مردمى، و پشت سر همه، ملت بزرگ ايران. و بدانند؛ هم آمريكا بداند، هم دستنشاندگانش بدانند، هم سگ نگهبانش رژيم صهيونيستى در اين منطقه بداند؛ پاسخ ملت ايران به هرگونه تعرضى، هرگونه تجاوزى، بلكه هر گونه تهديدى، پاسخى خواهد بود كه از درون، آنها را از هم خواهد پاشيد و متلاشى خواهد كرد. "
در ۹دی امت اسلامی آنچنان سیلی ی به صورت نوکیسه ها و روشنفکران بوزینه صفت زد که بعد از سپری شدن دو سال هنوز توان برخاستن از خاک ذلت را ندارند ؛ حاصل رستاخیز اسلامی شده است مُشتی از پولاد بر فقرات جهان کفر ؛ اما این تنها آغاز ماجراست ؛ ان شاء الله فرزندان امت در نهادهای امنیتی خواب را بر بزرگترهای ضدانقلاب حرام خواهند کرد ؛ ان شاء الله موساد ، سیا ، ام آی ۶ و بندربن سلطان بار دیگر مزه درافتادن با فرزندان حیدر را خواهند چشید ! ان شاء الله در فرهنگ و سیاست و اقتصاد ، حزب الله عقبه جهان کفر را به خاک سیاه خواهد نشاند ؛ ان شاء الله امت اسلامی در انتخابات مجلس نهم ،خودفروش های خارج نشین و ضدانقلاب پنهان در داخل کشور را بیچاره تر می کند ؛ ان شاء الله
روز شنبه ،احمد توکلی در مصاحبه با خبرگزاری مهر – متعلق به سازمان تبلیغات اسلامی – در سخنانی عجیب و غریب و با ذکر دلایلی تمسخرآمیز به انحلال خانه سینما اعتراض کرد . احمد توکلی در این مصاحبه گفته بود :" خانه سینما یک جمعیت صنفی است که با جامعه ارتباط عاطفی و قوی دارد و کارگردانانی که افتخار سینمای دینی و انقلابی ما هستند از جمله مجید مجیدی، ابراهیم حاتمی کیا، رضا میرکریمی، احمدرضا درویش، مهدی عسگرپور و تهیه کنندگانی چون منوچهر محمدی و سایر دوستان جزو این خانه هستند.
نماینده تهران در مجلس تصریح کرد: اینکه وزارت ارشاد پس از سالها فعالیت این خانه به فکر تعیین تکلیف آن افتاده 2 دلیل می تواند داشته باشد. یک احتمال این است که جریان خاصی که در دولت هستند و از آن تحت عنوان جریان انحرافی یاد می شود ممکن است قصد داشته باشد اقشار مختلف را در آستانه انتخابات دلزده کرده و شرایط مشارکت پایین مردم در انتخابات را فراهم کنند.
وی ادامه داد: احتمال دوم این است که قصد دارند خانه سینما به دست وزیر ارشاد منحل شود و سپس رئیس جمهور به شکل ناجی وارد صحنه شود و در راستای مقاصد انتخاباتی خود ابقای خانه سینما را اعلام کند. "
نمی توانم بگویم احمد توکلی دچار آلزایمر یا بیماری های اعصاب و روان شده است ؟ آنچه واضح است او برای حب و بغض شخصی اش همه چیز را فدا کرده و از باز کردن آغوشش برای ضدانقلاب نه تنها باکی ندارد بلکه حاضر است به هر علف هرزی چنگ بزند . خانه سینما علف هرزی است که با حمایت های مالی دولت اصلاحات و سفارتخانه های خارجی در قلب فرهنگ این کشور رویید و دبیر آن مهدی عسگرپور ،فردی که توکلی او را افتخار سینمای انقلابی و دینی می نامد متهم ردیف اول این خیانت بزرگ است . خیانتی که سیطره ناتوی فرهنگی را بر سینمای کشور به دنبال داشت .
توکلی در این مصاحبه ،با دلایلی ابلهانه پای جریان انحرافی را به وسط کشیده و یکی از دلایل احتمالی تعطیلی خانه سینما را تلاش برای دلزده کردن اقشار مختلف مردم می نامد . نمی دانم آقای توکلی با این سطح هوش چگونه توانسته است بر مسند پژوهش های مجلس تکیه بزند ! یکی از دعواهای نیروهای ارزشی با مشایی این بود که جریان انحرافی میلیاردها تومان خرج این حرام لقمه ها کرده بود تا برای مقاصد سیاسی خود از آنها استفاده کند ،پس چطور یک دفعه بی خیال سرمایه گذاری خود می شود ؟ خانه سینما با کدام جامعه ارتباط عاطفی دارد ؟ جامعه خواص بی هنر و مشتی لاابالی فاسد و هرزه یا جامعه عوام ؟ خانه سینما به کدام بخش از جامعه تعلق دارد تا با نبودنش اقشاری دلزده شوند و در انتخابات شرکت نکنند ؟ وقتی در دل سینمای کشور فریادها بر علیه خانه سینما بلند است که این خانه ،محفل باندبازی است نه محفل پیگیری مشکلات سینما ، توکلی از چِه می گوید ؟ خانه سینما نماینده اصغر فرهادی پاریس نشین است یا استعدادهای بکری که در شهرستان ها توان عرضه اندام ندارند ؟ نماینده بهمن فرمان آرای تهیه کننده در امتداد شب است یا نماینده سینمای دینی ایران ؟ نماینده فلان کارگردان معتاد که در باغش گِراس تولید می کند است یا نماینده خانواده های ایرانی ؟ خانه سینما نماینده کیست ؟ مگر خانه سینما جز برای مستندسازان بی.بی.سی بیانیه هم داده است ؟ مگر خانه سینما جز برای ضدانقلاب گریبان چاک داده است ؟ چرا توکلی چشمانش را بروی همه بیانیه ها و جلسات خانه سینما می بندد ،حضور صادق صبا و دهها کارشناس ناتوی فرهنگی را در خانه سینما به فراموشی می سپارد و زبان به عقده گشایی باز می کند ؟
به راستی چه کسی می خواهد از خانه سینما و عناصر ضدانقلاب آن بهره برداری انتخاباتی کند ؟ مصاحبه توکلی با خبرگزاری مهر ،بعد از انتشار سخنان او درباره سفرهای خارجی مشایی صورت گرفت . توکلی در سخنانی از علت ملاقات مشایی با سفیر سابق امریکا در اسراییل پرسیده بود ! البته این ادعای توکلی از سوی دولت تکذیب شد ،اما در ذهن این سوال ایجاد شد که اگر این ادعا واقعی است چرا امروز مطرح می شود ؟ آیا توکلی وظیفه نداشته است درباره چنین موضوعی به موقع و از تریبون رسمی مجلس واکنش نشان دهد ؟ این سوال وقتی به بهره برداری های انتخاباتی گره می خورد که به سایت الف سری زده و نامه های برخی ها را درباره انحلال خانه سینما مرور نماییم . جالب اینجاست که این برخی های محترم درست بعد از اعتراض آقای توکلی به یکباره وارد میدان شده و نسبت به دولت و شخص وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی عقده گشایی می کنند . نمونه بارز این برخی ها کمال تبریزی است که بعد از کما رفتن در پی شکست فتنه 88 به لطف توکلی وارد میدان می شود و در سخنانی تمسخر آمیز می نویسد : " باور و اميد داريم که جنابعالي به پاره اي از شايعاتي که سالهاست سينماگران مي گويند توجه نفرمائيد؛ درددلهاي كهنه اي مثل اينکه:
«دشمن اصلي فرهنگ ما، سينماي امريکاست که ارزش هاي ما را نشانه رفته و سيطره جهاني آن دمار از روزگار سينماي ملي ما درآورده است»
يا اينکه:
«ماهواره ها اساس و بنيان خانواده ها را هدف گرفته و از صبح تا شام بدن نيمه برهنه زنان را درون خانواده هاي مسلمان به نمايش مي گذارد»
يا اينكه:
«رسانه هاي غربي در اقداماتي هماهنگ حلقه محاصره اقتصادي و فرهنگي را هر لحظه بر انقلاب و ملت ايران تنگ تر مي کنند باور ننموده و بدانيد»
شما وقتتان را صرف گوش دادن به اين حرفهاي بي اساس نفرماييد شما كارهاي مهمتري مثل انحلال خانه سينما داريد. اين قبيل توهمات از ذهن بيمار اهل سينما برمي آيد و جنابعالي باکياست تر از آن هستيد که فريب اين اقوال غيرواقعي را بخوريد.
جنابعالي به فراست و درايت شايسته و درخور شان يک وزير فرهنگي دريافته ايد که «دشمن اصلي» را شناسائي و گريبان او را بگيريد و قطعاً اين دشمن اصلي کسي نيست جز سينماي ايران و اهالي فاسق و فاجر آن، لذا اقدامات ارزشمند آن عاليجناب در کشف و انحلال لانه فسادي بنام خانه سينما عملي ستودني و درخور تحسين و قدرداني است. "
کمال تبریزی توضیح نمی دهد که اگر هالیوود بد است چرا آرزوی دوستانش در خانه سینما حضور برهنه گلشیفته فراهانی ها در هالیوود بوده و هست ؟ اگر ماهواره ها اشکال دارند چرا اعضای خانه سینما از آن امرار معاش کرده و برای دستگیری مستندسازان بی.بی.سی فارسی بیانیه ها می دهند ؟ چه کسانی سرباز جهان کفر در حصر فرهنگی انقلاب و ملت هستند ؟ جعفر پناهی ها یا وزیر ارشاد ؟ کمال تبریزی توصیح نمی دهد که دوستانش در خانه سینما با ناموس مردم چه کرده و چه می کنند ! توضیح نمی دهد که دوستانش برای آموزش سینما به جوانان پاک مردم چرا از فیلم زایمان طبیعی استفاده می کنند ؟
روند انتشار این بیانیه ها و نامه ها به وضوح نشان می دهد که برخلاف اراجیف توکلی ،برخی از دوستان شبه اصولگرا تصمیم گرفته اند برای انتخابات به هر علف هرزی چنگ بزنند . در این راه نیز ،باکی از استفاده از مهره های فتنه ندارند ؛ مهره هایی مانند عسگرپور که در سخنان توکلی می شود افتخار سینمای انقلاب !

یادتان هست سایت الف درباره روبوسی با سران فتنه از دین گفته بود و اخلاق اسلامی ؛ حالا به نظر شما چرا الف دولت را مریض و شیطانی می نامد ؟ این هم از اخلاق اسلامی است یا نه اخلاق فقط به خوش و بش و مراوده با سران فتنه اختصاص دارد ؟